17 ماهگی نفس مامان و بابا
با سلام به همه دوستهای مهربونم 

دوستهای گلم خیلی دوست داشتم کل کارهایی که در عرض این یک ماه یعنی ١٧ماهگی انجام دادم را براتون بنویسم که شما هم از آن بی بهره نمانید.
اولش اینکه دیگه خیلی راحت می تونم از مبل های راحتی که مامان جلوی اوپن آشپزخونه گذاشته بالا برم و کل وسایل روی اوپن را سه سوت بریزم پایین. همه پریزهای برق را تند تند میزنم و چراغ ها را روشن خاموش می کنم. تازه بعدش دونه دونه از پریزها را امتحان می کنم که ببینم هر کدوم مال کدوم چراغه؟؟؟؟
عکسهام را که روی اوپن هستش را بر میدارم و یه قاب عکس دارم که دورش ژله ای هست را میخورم که مامانی مجبور شد از اونجا برداره.
حالا چندتا عکس از این کارهام را ببینید...








اگه دوست دارید بقیه کارهام را هم ببینید لطفا با من بیاید ادامه مطلب...
دیگه براتون بگم از اینکه میرم جلوی آکواریم بابایی و محکم میزنم به شیشه آکواریم و با خوشحالی میگم: ماتی ماتی
تازه یه بار تور ماهی گیری را هم برداشتم کردم تو آکواریوم که آبا پاشید رو زمین






میرم سبد لباسهای کثیفم را که مامانی میذاره تو دستشویی تا بندازه تو لباسشویی خودم را بر میدارم میارم وسط خونه و با اونا بازی میکنم. خوب چه کنم اسباب بازی که اصلا ندارم باید چیزی برای بازی کردن داشته باشم؟؟؟










اینم بازی کردنم با حیوانات که مامانی برام قطار درست کرده



و اما کمک کردن به مامانی تو کارهای خونه...



















17 ماهگی نفس مامان و بابا
